آیا شاخصهای کسب و کار در ایران هم کاربردی است؟
سالها است KPI را تدرس میکنم اما کمکم به پوچ بودن آن بدون بومیسازی ایرانی آن کاملاً ایمان پیدا کردم،چرا؟
به نظر می رسد که در اقتصاد بیمار، بدون ثبات ارزی، در شرایط ابر تورمی و وضعیت شبهجنگی، KPIهای کلاسیک نه تنها راهنما نیستند، بلکه کاتالیزور سقوط سازماناند.
به گزارش اقتصادگران، وقتی نرخ دلار ساعتی تغییر میکند، تارگتهای عددی ماهانه یا فصلی، افسانههایی بیش نیستند. ما در حال کپیکاریِ ابزارهایی هستیم که برای بازارهای پیشبینیپذیر و باثبات غرب طراحی شدهاند، غافل از آنکه در ایران، «عدد» بزرگترین فریب است.
اصرار بر استانداردهای تیلوریستی در این هرجومرج، مدیران را به ماشینهای تولید گزارشهای ساختگی تبدیل کرده (نمونه بارز آن آمارهایی که می دهند و چیز دیگری که ما می بینیم) در این محیط، شاخصها ابزاری برای پنهانکردن واقعیت تبخیرِ سرمایه در گردش میشوند. کارمند برای رسیدن به تارگتی که با واقعیت بازار بیگانه است، ناچار به دستکاری داده هاست؛ این همان نقطه مرگ اخلاق حرفهای و استراتژی سازمان است. مدیر بازرگانی با افتخار نمودار فروش ریالی را سبز نشان میدهد، در حالی که قدرت خرید و توان جایگزینی کالای شرکت در حال ذوب شدن است.
کسبوکارهای ایرانی برای بقا در این اقیانوس متلاطم، به سنجههای «پادشکننده» و «جریان نقدینگی لحظهای» نیاز دارند، نه جداول اکسلِ خوشرنگ و لعابی که سودهای موهوم نشان میدهند. اگر شاخص عملکردی طراحی کردهاید که در آن تورم و نوسان ارز متغیر اصلی نیست، شما در حال اندازهگیری سرعت غرق شدن کشتی خود با خطکش هستید. وقت آن است که این عینکهای غربی را برداریم و با واقعیت بیرحم اقتصاد ایران، صورت مسئلههای خود را بازنویسی کنیم. مدیریت در ایران، هنر رقصیدن در میدان مین است؛ با فرمولهای کتابی هاروارد، تنها انفجار را تضمین میکنیم.
نوشتهدکتر مازیار میرمحققوپژوهشگر