«سلطان خودخوانده فرش»؛ پشت پرده سلبریتی‌سازی و القاب بادکنکی در اقتصاد

سلطان خودخوانده فرش و افسانه‌های بی‌پایان؛ چه کسی این القاب پوشالی را باور می‌کند؟

ماجرای پرونده‌های بانکی و محکومیت‌های اخیر، پرده از یک واقعیت تلخ اما آشنا برداشت.

به گزارش اقتصادگران،صنعت سلبریتی‌سازی و القاب بادکنکی در اقتصاد بیمار ما. سال‌ها است که عنوان دهان‌پرکن «سلطان خود خوانده فرش» را همه‌جا می‌شنویم، اما بیایید یک بار بدون تعارف و تعصب بپرسیم: واقعاً چه مرجعی، بر اساس کدام استاندارد و متری تخصصی این تاج و تخت را به ایشان اعطا کرده است؟

آیا فعالان اصیل، ریشه‌دار و گمنام صنعت فرش دستباف ایران که دهه‌ها خون‌دل خورده‌اند، چنین جایگاهی را امضا کرده‌اند یا این القاب صرفاً حاصل رپرتاژهای سفارشی، مصاحبه‌های هدایت‌شده و پرسونال برندینگ‌های پوچ اینستاگرامی است؟

از این لقب‌های مضحک که بگذریم، تناقض‌های بی‌پایان در روایت‌های زندگی ایشان است که هوش مخاطب را به تمسخر می‌گیرد. از افسانه کودک یتیم و پای برهنه تا کارآفرین فوق میلیاردر، در هر همایش و مصاحبه با سناریو و اعدادی کاملاً متفاوت بازگو می‌شود؛ داستان‌هایی پر از غلو و بدون حتی یک سند مستقل که معلوم نیست کدام روایتش به واقعیت نزدیک است.

واقعیت عریان اقتصاد این است: در شرایطی که جوانان و تولیدکنندگان واقعی برای گرفتن یک وام ۵۰ میلیون تومانی ماه‌ها پشت درهای بسته بانک‌ها تحقیر می‌شوند و ضامن‌های متعدد می‌آورند، دریافت ده‌ها فقره تسهیلات کلان بانکی و سپس چانه‌زنی‌های حقوقی و قضایی برای پرداخت نکردن آن، دیگر نامش «هوش کارآفرینی» و «داستان موفقیت» نیست، بلکه مصداق بارز رانت‌خواری و بازی با منابع عمومی بیت‌المال است. زمان آن رسیده که دست از بت‌سازی‌های توخالی برداریم و نقاب از چهره قهرمانان پوشالی برکشیم.
دکترمازیارمیرمحقق و پژوهشگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین ها